تنها
دستهاي تو
که پيراهن دريده يوسف را
در آبروي زليخا
کُرداده اند
سمت خواب نوازش را
مي دانند
سلام
اپ هستم و مشتاق حضورت
در سوداي دلم
که محملي ساخته ام پر سودا
براي حضورت
داستان قانون جنگل،قانون هابل كاري بود كه كمي در ارتباط داستاني بعيد و دور بود(زاويه ديد سوم شخص براي اين كار.....)
فضا سازي زيبا بود
اگه فيلم دوست داري به اين وبلاگ كه ليست فيلم هاي روز جهان سري بزن.وب مشترك با يكي از دوستامه
http://www.Dvddoubleh.blogfa.com
خدا كنه فردا بتونم بيام.شيفتم....
اگه نيام چي ميشه هان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
منا خانم مثل اينكه به نقد شدن خيلي علاقه داري
كار هات حال و هواي داره كه من دوست دارم ،پرداختن به زندگي و تقويت عنصر مشاهده و نانوشته ها كه مخاطب خود........
درداستان رقص گلبول هاي قرمز مي توانستي به عناصرديگري كه محلول در خون مي باشند بپردازي (پلاسما)
وشخصيت پردازي كني .كاري روان و زيبايي بود
مسير ِسبز كوچ را به ابرها نشان بده.
salam
jaleb bo0d
be qesmate nazrate webam ye sari bezan
سلام عزيزم
مطلب جالبي نوشته بودي
بايد بگم عكس هاي خيلي قشنگي هم گرفته بودي...
دقيق و حساب شده
لذت بردم
اپ كردي خبرم كن گلم
منا خانم مطلب خيلي خوبي بود و عكس قشنگي
بالاي اين مداد قراره ما جشنواره خياباني اجرا كنيم !!!
خبرت مي كنم
فيلم هامون هم برات مي آرم
راستي من شما رو ديدم!!؟
اومدم انجمن يه هاي هوي ، سوتي بزن!
شاد باشي و هميشه نويسا